« حق پو »

وقت سخن نترس،بگو آنچه گفتنی است.شمشیر روز معرکه زشت است درنیام

« حق پو »

وقت سخن نترس،بگو آنچه گفتنی است.شمشیر روز معرکه زشت است درنیام

«  حق پو  »
آخرین نظرات
  • ۱۵ دی ۹۵، ۲۱:۲۵ - متیو تل
    به به
  • ۲ آذر ۹۵، ۱۲:۴۴ - فاطمه غلامی
    دقیقا
نویسندگان
      آزادی عبارت از حقی است که به موجب آن، افراد بتوانند استعدادها وتواناییهای طبیعی و خدادادی خویش را به کار اندازند، مشروط بر آنکه آسیب و یا زیانی به دیگران وارد نسازند. آزادی افراد انسانی از جهات فلسفی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مورد تعبیر و تفسیر قرار گرفته است :


1- از نظر فلسفی، انسان موجودی است که فطرتا آزاد خلق شده و آزادی جزء خصایل و غیرقابل انفکاک از طبیعت اوست. بدین اعتبار، هر فرد دارای مجموعه حقوق بنیادی است که از خصلت عالی طبیعی او ناشی می شود. با این توصیف، قانونگذاران در تدوین قواعد موضوعه، حق سلب یا محدودیت آزادی افراد را ندارند و دولت ها نیز نباید مانعی در مقابل این حقوق طبیعی ایجاد نمایند.

2- علاوه بر خصلت آزادی و استقلال فردی، انسان موجودی اجتماعی است. در این معنا، افراد از یک سو، آنچنان خلق شده اند که با بکار انداختن همه استعدادهای طبیعی خویش، قادر به ادامه حیات مطلوب می باشند (اصالت فرد) و از سوی دیگر، اعمال و حرکات و رفتارهای فردی در مقابل امنیت و آسایش دیگران، با موانع اجتماعی روبرو می شود که چاره ای جز رعایت آنها نیست. در این صورت، با وجود آزادی و استقلال طبیعی، اجتماع قهری انسانها افراد را به صورت جزء و تابعی از جامعه در می آورد (اصالت جامعه). بدین ترتیب، منافع فردی و اجتماعی رو در روی یکدیگر قرار می گیرند. از دیدگاه اصالت فرد، حق مطلب در تأمین آزادی افراد و برای تحقق خواسته ها و تأمین استقلال فکری و عملی آنها است. بنابراین، ایجاد محدودیت، صرفا، برای تأمین حدأقل نظم اجتماعی لازم است. برعکس، از دیدگاه اصالت جامعه، منافع جامعه مقدم بر منافع افراد تشکیل دهنده آن است. البته، جامعه برای افراد برخی آزادی ها را می پذیرد. اما این آزادی ها محدود به منافع اجتماعی خواهد بود. 

3- از دیدگاه سیاسی، آزادی یکی از پایه های اصلی دموکراسی (مردم سالاری) محسوب می شود. در نظام های دموکراتیک (مردمسالار)، قدرت سیاسی در آزادی افراد مردم نهفته است و حکّام از طریق آراءِ آزاد عمومی نمایندگی مردم را به دست می آورند. در چنین حالتی است که حکّام مردمی، در اعمال قدرت سیاسی، باید حقوق فطری و استقلال افراد را محترم شمارند. برعکس، در نظامهای استبدادی، که مبتنی بر تفوّق و سیطره حاکم بر مردم است، اهالی کشور فاقد آزادی و اختیار لازم می باشند. بدیهی است که در چنین حالتی، طرح آزادی عنوان بیهوده ای خواهد بود. 

4- آزادی های فردی با آزادی های اقتصادی نیز در ارتباط است، اما تجربه نشان داده است که، آزادی های کامل اقتصادی و عدم مهار آن، موجب بروز و ظهور طبقات در جامعه شده و برابری افراد را تحت الشعاع قرار می دهد و زمینه را برای سلطه طبقاتی که یکی از پایه های محو آزادی است، فراهم سازد. 

      بدین خاطر است که گرایش جدیدی، برای بنیاد اقتصاد در مجموعه آزادیها، پدیدار شده است. بر اساس این گرایش، فعالیت های اقتصادی تحت ضوابط قانونی قرار می گیرد تا از بروز نابرابریهای فاحش اقتصادی جلوگیری شود و بدین وسیله، آزادی های مردم دچار بحران نگردد.

منبع : حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران، جلد اول، اصول و مبانی کلی نظام، دکتر سید محمد هاشمی، چاپ یازدهم، پاییز 1391، بنیاد حقوقی میزان.


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">